خرید بک لینک
من نمیدونم!

این گربه ها کار و زندگی ندارن؟ خواب و خوراک ندارن؟؟؟!!!

نزدیکه دو بامداده!!! صداشون قطع نمیشه... نه که عین آدمیزاد م جیغ و داد می کنن، آدم دلش ریش میشه!

الآن رفتم دم پنجره دیدم قهوه ایه نشسته رو دیوار داره با دقت هرچه تمام تر پایینو نگاه میکنه... درخت کنار دیوارم هی تکون میخوره! حالا من نمیدونم نصفه شبی دوستاش اون پایین زیر درخت چیکار دارن میکنن!

قشنگ تعطیلن!

+ بنظر میرسه این قهوه ایه سردسته ی اوباششونه!

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت 1:51 توسط یکی که دوست داره انسان باشه...|

برچسب: نویسنده: باربد مقدم تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 4:46

صفحه بندی