خرید بک لینک

دلم واسه مرغها و جوجههایی که توی حیاط، زیر نور آفتاب، لای علفها تو باغچه بیخیال و آسوده برای خودشون میپلکیدن تنگ شده...

.

.

.

درخشش خیرهکنندهی پرهای اون مرغ حنایی- قهوهای تپل زیر آفتاب...

پرهایی که زیر نور گاهی هفترنگ دیده میشدن...

میشد ساعتها بهشون نگاه کرد...

.

.

.

.

برچسب: نویسنده: باربد مقدم تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 2:36

صفحه بندی