- سقراط جانم! امروز همینجوری که ناهارمو میخوردم و بهت فکر میکردم حکمت یکی از حرفهاتو فهمیدم... اونکه گفتی دنبال کسی هستم که بودن در کنارش زندگی رو قابل تحملتر کنه... روزهای اول آشناییمون این حرفتو کامل درک نکرده بودم ولی امروز فهمیدم خیلی حکیمانه بود...
+ چی شد که یاد حرفم افتادی؟
- به نبودن پدر و مادرم فکر میکردم... و اینکه روزی نداشته باشمشون... خاطرم مکدر شد... بعد از فکر داشتن تو و بودنت در کنارم احساس کردم تحملش برام راحت تر میشه...
.
.
.
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم