خرید بک لینک

پشت میز ایستاده بودم که مسیجش رسید و در حالیکه چشمام به واژهها میخکوب شده بودن و قلبم به پرواز در اومده بود، بهتزده زانوهام خم شدن و روی صندلی پشت سرم نشستم...

.

.

و یکی دو دقیقهای با لبخندی کمرنگ بارها و بارها مرورش کردم:

"سلام. ميگم نظرت چيه امشب در مورد حرف سقراط فكر كنيم و حرف بزنيم؟ اينكه ميگه
فلسفه مشق مرگه...
حالشو داری؟"

برچسب: نویسنده: باربد مقدم تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 23:41

صفحه بندی