خرید بک لینک

- روز اول آشناییمون ازم پرسیدی آرزوم چیه و بعد همینو از تو پرسیدم... گفتی "داشتن یک رفیقِ شفیق" یادته؟

+ بله...

- پرسیدی تابحال داشتم یا نه و بعد همینو از خودت پرسیدم... یادته؟

+ بله...

- اونجا از تعبیر خاصی استفاده کردی که منو به فکر برد... یادته چه تعبیری بود؟

+ نه...

- گفتی داشتم ولی زود پَرپَر شد... یادت میاد؟

+ جمله هه جمله ی خودمه ولی یادم نیست بهت گفته باشمش!

- گفتی... و من رو به فکر فرو بردی...

+ چرا؟!

- اون جمله بار احساسی قویای داشت..."پرپر شدن" وابسته به گُله! و تو اون رابطه رو درواقع به یک گُل تشبیه کردی... و بار عاطفی شدیدی رو بهم منتقل کردی... تو درگیر یک رابطه ی عاطفیِ عمیق بودی...

.

.

.

.

+ تو تنها کسی هستی که منو از لابلای واژه ها بیرون میکشی...

برچسب: نویسنده: باربد مقدم تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:07

صفحه بندی