تقریبا تمام زندگیم در پی کسی بودم که بیشترین میزان قرابت فکری رو باهاش داشته باشم... یه رفیق شفیق... یه آدم عمیق...
کسی که جنس من، تفکراتم و حرفهام رو بفهمه و جنسش رو دوست داشته باشم...
یکی که حرف داشته باشه واسه گفتن و ازش یاد بگیرم...
.
.
.
حالا که بنظر میرسه پیدا شده،
باید مرد باشه!
کیلومترها از من دور باشه!!
۲۰ و اندی سال از من بزرگتر باشه!!!
.
.
و یک شب با هزار خجالت برام بنویسه:
"انگاری عاشق شدم"!!!!!
.
.
.
.
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم