از دیشب بهم سپرد که یه چیزی میخوام بهت بگم...
امروز در طول روز چند بار پیغام داد:
"وقت داری باهات صحبت کنم؟"
غروب پیغام دادم که یه ربع آزادم...
نوشت:
"من اگه بخوام باهاتون شریک بشم امکانش هست؟ چند روزه تو ذهنمه که بهت بگم... کار کردن و بودن در کنار آدمایی مثل شما خیلی خوبه و روح آدم رو آروم میکنه... فکر می کنم تا الآن تونسته باشم حسن کار و صداقتم رو بهت ثابت کنم... مهمه که آدم بتونه کسی رو پیدا کنه که بهش اعتماد کنه... من به تو و تیمت ایمان دارم و بعد اون به وجدان کاری خودم... "
چند ثانیه انگشتم برای تایپ جواب تو هوا موند...
برچسب:
نویسنده: باربد مقدم