پکر شدم و سکوت کردم... سرم توی دفترم بود و با ذهن نیمه متمرکزم ادامه ی برنامه ریزی هارو انجام میدادم...
نگاهم میکرد و منتظر بود ادامه ی برنامه ها رو براش توضیح بدم...
بعد چند دقیقه سکوتش رو شکست...
.
برچسب: نویسنده: باربد مقدم تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:07