بعدش اوضاع تغییر می کنه... با خودت میگی: "خب حتما مشکلی واسش پیش اومده که نیست؛ باید درکش کنم"
بعدتر میگی: "خب یه فرصت دوباره خواسته... بی توجه بوده بهرحال... شاید باید بیشتر درک بشه و شاید نیاز به کمک داره... شایدم هنوز باورم نکرده... یه فرصت دوباره..."
...
.
.
.
و سرانجام روزی میرسه که وقتی میگه: "میخوام یه بار دیگه شروع کنم به بودن"،
با خودت میگی: "بیخیال بابا جان... بیخیال این "بودن" ها!"
بعد مطمئن تر از همیشه "نبودن" رو انتخاب می کنی و بدون اینکه چیزی بگی راهتو میگیری و میری...
+ وای به روزی که باور کسی رو نابود کنیم...
نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:29 توسط یکی که دوست داره انسان باشه...|